تابستان امسال (۱۴۰۴) فرصتی دست داد تا مروری بر برخی آمار و ارقام توسعهای در ایران داشته باشم و این برایم نه به معنای رضایت و اکتفا به عددبینی بلکه تلاشی برای مشاهده «عینیت» بود؛ عینیتی که گاه در میانه سخنان بیپایه و حتی متوهمانه گم شده است. کما اینکه تکمیل چنین دادههایی با درکی نظری لازم است.
- مقایسه تولید ناخالص داخلی (ارزش مجموع کالاها و خدمات تولید شده در کشور) سه کشور ایران، ترکیه، عربستان: در سال ۱۳۹۰ تولید ناخالص داخلی ایران، ترکیه، و عربستان به ترتیب ۶۲۹، ۸۳۸، و ۶۸۰ میلیارد دلار بود؛ این ارقام در سال ۱۴۰۳ تبدیل شد به ۴۳۶، ۱۳۲۰، و ۱۲۴۰ میلیارد دلار.
- مقایسه تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید: در سال ۱۳۹۰، تولید ناخالص داخلی بر حسب برابری قدرت خرید برای ایران، ترکیه، و عربستان به ترتیب حدود ۱۱۷۰، ۱۵۹۰ و ۱۴۷۰ میلیارد دلار برآورد شده بود. اما در فاصله ۱۳ سال بعد، یعنی تا سال ۱۴۰۳، این ارقام برای ایران تنها به ۱۴۹۰ میلیارد دلار افزایش یافته، در حالی که برای ترکیه به ۳۰۲۰ میلیارد دلار و برای عربستان به ۲۲۱۰ میلیارد دلار رسیده است.
- مقایسه سرانه تولید ناخالص داخلی: سرانه تولید ناخالص داخلی ایران، ترکیه، و عربستان در سال ۱۳۹۰ به ترتیب حدود ۸، ۱۱، و ۲۷ هزار دلار بوده است که همین ارقام در سال ۱۴۰۳ تبدیل میشوند به ۴، ۱۵، ۳۵ هزار دلار.
- مقایسه تولید ناخالص داخلی سرانه بر مبنای برابری قدرت خرید: در سال ۱۳۹۰، تولید ناخالص داخلی سرانه بر مبنای برابری قدرت خرید در ایران حدود ۱۸ هزار دلار بوده، حال آنکه ترکیه با ۱۹ هزار دلار، اختلاف ناچیزی با ایران داشته و عربستان با ۶۴ هزار دلار، فاصله چشمگیری را نشان میداده است. با این حال، تا سال ۱۴۰۳، ترکیه با جهشی قابل توجه به حدود ۴۳ هزار دلار رسیده و عربستان نیز به ۷۱ هزار دلار ارتقا یافته، در حالی که ایران همچنان در سطح ۱۸ هزار دلار ثابت مانده است.
- دو شاخص نابرابری (یعنی ضریب جینی و همچنین نسبت هزینههای دهک دهم به دهک اول) هم نشان میدهد که وضعیت نابرابری در ایران با برخی فراز و فرودها از سال ۱۳۹۰ به طور نسبی بدتر شده است.
- علاوه بر اینها میتوان به سایر شاخصهای نابرابری مثل پالما، تیل، و اتکینسون نیز اشاره کرد که طبق گزارشهای مرکز آمار ایران آنها نیز بدتر شدهاند.
- علاوه بر ضرایب نابرابری، باید سراغ شاخصهای فقر برویم. بر مبنای شاخصهای درآمدی فقر، گزارشهای مرکز آمار نشاندهنده وخیمتر شدن وضعیت فقر در ایران است. درصد افرادی که با کمتر از یک دلار در روز زندگی میکنند از ۰٫۰۱ درصد در سال ۱۳۹۱ به ۰٫۰۹ درصد در سال ۱۴۰۰ رسید. همچنین درصد افرادی که با کمتر از دو دلار در روز زندگی میکنند از ۰٫۰۸ درصد در سال ۱۳۹۱ به ۰٫۷۲ درصد در سال ۱۴۰۰ رسید.
- نرخ فقر، که به درصد افراد زیر خط فقر اطلاق میشود، از سال ۱۳۹۷ به بعد شاهد افزایش قابل توجهی بوده و به حدود ۳۰ درصد رسیده است. میتوان گفت که تعداد افراد زیر خط فقر در سال ۱۳۹۰ حدود ۱۵ میلیون نفر بوده است، اما این تعداد در سال ۱۴۰۲ به بیش از ۲۵ میلیون نفر افزایش یافته است.
- اگر نخواهیم فقط به شاخصهای درآمدی اکتفا کنیم باید شاخصهای بهداشت و سلامت را در نظر بگیریم. رشد شاخصهای بهداشت و آموزش خود را در «شاخص توسعه انسانی» (HDI) نشان میدهد. ایران طی سه دهه پس از انقلاب توانست روند صعودی پایداری در این شاخص رقم بزند، اما پس از ۱۳۹۱ این مسیر با نوسان و گاه با افت مواجه شد که خود ناشی از کاهش درآمد سرانه واقعی بوده است.
- سهم طبقه متوسط در ساختار جمعیتی ایران از سال ۱۳۹۱ به بعد بهتدریج کاهش یافته است.